تبليغاتX
سروش حکمت - این وطن برای ما کی وطن خواهد شد؟
خرد از راندن محمل فروماند - زمام خویش دادم در کف دل

 

 

روزگاری علامه اقبال در مقایسه­ی که میان کابل و دهلی انجام داده بود، کابل را هزار باره بهتر از دهلی و دهلی را عروس هزار داماد دانسته بود. از آن زمان چند دهه سپری شده است، دهلی آن روز هرچند تحولات بسیاری را شاهد بوده و نسبتا بهبود یافته است، لیک کابل هزار باره از آن­چه تصور بتوان کرد بد تر شده است. حکومت­های صد و هشتاد درجه متضاد را تجربه کرده است. از مارکسیستان ضد خدا تا نمایندگان خدا برای اجرای فرامین خدا و افراد میانه!

 

در عالم تفکر، خاک این وطن خشک شده و برای پرورش افراد اندیشه ساز استعدادی از خود نشان نداده است. دیگر نه بوعلی سر بر آورده است و نه بیرونی، نه سنایی آمده است و نه مولانا! نه از حکمت خبری است و نه از ادب، نه از طب سخنی است و نه از مردم شناسی! پوهنتون های مهم و مادر به لحاظ کیفی بدل به لیسه­هایی شده اند که در همان نیز افراد شایسته راهی ندارند و به جای افراد استخوان خرد کرده، کسانی می­آیند که ماکس وبر جامعه شناس را به حشره موذی در شمال آفریقا تفسیر می­کنند و هنوز که هنوز است جغرافیای شان افغانستان را همسایه اتحاد جماهیر شوروی قلمداد می­کند! دارندگان مدرک دکتری و ماستری جذب نمی شوند چون نیروی جدید لازم ندارند، اما جوان تازه فارغ شده از مقطع لیسانس می تواند با هدیه بردن یک بشکه ... به استخدام رسمی در می­آید.  برخی از پیسه داران سابقا مجاهد نوید می دهند که ما در فلان جا دانشگاهی تاسیس می کنیم و فلان دپارتمان را شما اداره کنید! جالب نیست؟

 

و این چنین است که این ملت همیشه گدایی می کند و نزدیک به یک چهارم شهروندانش آواره در کشورهای مختلف دنیایند، بد ترین اهانت ها را تحمل می­کنند. به لحاظ سیاسی چنان وابسته است که ذلیخای رو سیاه قصر سفید برای شان تعیین تکلیف می کند، به لحاظ اقتصادی چنان است که اگر کشورهای کمک کننده ناز کنند کشور فلج می شود، وقتی از موتر تا نسوار، از طیاره تا کجالوی یک کشور از بیرون وارد شود به نظر شما چه می توان گفت، آیا نیرو کم داریم، فکر نمی کنم چنین باشد، زیرا اگر نیروی فکری بخواهیم به حدی داریم که می­توانند به راحتی محافل علمی کشور را بگردانند، اگر نیروی کار لازم باشد چنان فراوان داریم که هر روز نعش یک افغان در معادن ذغال سنگ پاکستان و کوره ها و سنگبری های ایران و درون دریاهای منتهی به اروپا پیدا می­شود. آن­چه کم داریم نگاه کلان و ملی به امور است و هنوز که هنوز است نگاه ما منطقه ای و قومی است و بر همین اساس است که افراد شایسته جذب نمی شوند و افراد نالایق کشور را به سمتی می کشانند که ریشخند همگان را شاهد باشیم.

و  سوال این است که این وطن کی وطن خواهد شد؟

بماند ....

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/08/09ساعت 22:11  توسط سید مهدی افضلی  |