تبليغاتX
سروش حکمت - دفاع از کدام اسلام و حمایت از کدام مسلمانی؟
خرد از راندن محمل فروماند - زمام خویش دادم در کف دل

دفاع از کدام اسلام  و حمایت از کدام مسلمانی؟

 

وقتی سخن از اسلام به میان می­آید ممکن است از آن معانی متفاوتی به ذهن تداعی شود:

1.رفتار مسلمانان در جوامع به صورت افقی یا عمودی اراده گردد. از باب نمونه اسلام در دنیای معاصر، از مدرن ترین تا مرتجع ترین افراد یا جوامع، یا اسلام در حجاز از بدو نزول وحی تا امروز. از اسلام سلمان و ابوذر و عمار و ... تا اسلام بن لادن و بن جبرین و فهد و ...

2. برخی از واژه اسلام تفاسیری که از ادوار دور تا کنون از آن  عرضه شده است را اراده کنند، مانند  این­که تفسیر مفسران و  فیلسوفان و فقیهان و عارفان و ادیبان و... از اسلام اسلام انگاشته شود..

3.ممکن است مراد  نه رفتار مسلمانان و نه تفاسیر شان از اسلام هیچ یک مراد نباشد، بلکه مقصود از آن همان گوهر دین باشد که در متون دینی اعم از وحی و سنت قطعی اولیای دین متجلی شده است.

نوگرایان مسلمان معاصر در مباحث شان تفکیک­های ارزشمندی را صورت داده اند. محمد ارکون اندیشور مسلمان عرب سومی را متن اول و دومی را متن دوم نامیده است. عبدالکریم سروش دانشور ایرانی سومی را  دین و دومی را معرفت دینی نامیده است. مصطفی ملکیان به ترتیب  اسلام 3، اسلام 2، و اسلام 1 نامیده است. عده­ی وقتی نام اسلام را می­شنوند به زودی تلقی اول و حد اکثر تلقی دوم در ذهن شان شکل می­گیرد. به همین دلیل چون در این دو مورد مخصوصا  به نام اولی خبط و خطا و جنایت بسیار صورت گرفته است آن را به خود دین یعنی همان تلقی سوم نسبت می­دهند و گریختن و گریزاندن از آن را پیشه می­سازند. یک مسلمان متعهد به حقیقت و تابع برهان تنها از تلقی سوم است که با تمام توان دفاع می­کند. اسلام به تلقی اول اگر بر پایه­سنگ داده­های وحیانی و سنت قطعی استوار باشد قابل دفاع است و گرنه تفاوتی میان عمل امثال بن لادن به ظاهر مسلمان و منادی مسلمانی با چنگیز و هیتلر و ... نیست. در تلقی دوم نیز اگر تفسیری از متون دینی مطابق با اصل و روش­مند نباشد تفاوتی با یک نظریه غیر دینی و عرفی ندارد و قداستی هم نخواهد داشت. این تلقی نیز وقتی قابل دفاع است که از سازگاری درونی و مطابقت با متون اصیل دینی برخوردار باشد. شاید گفته شود که هر فرقه­ی برای خود مستندی از درون همین متون دارد.لیک گفتیم که وقتی روایتی از اسلام قابل قبول است که با گوهر دین و  داده­های وحیانی هماهنگ باشد و با یافته های قطعی انسانی نیز ناساز نباشد.

تفکیک تلقی­ها از اسلام برای نمودن حقیقت و گرویدن به آن بسیار مهم است و گرنه ممکن است از مخالفت با رفتار فرد یا جامعه­ی یا تفسیری، سر از مخالفت با اصل دین به عنوان سرچشمه نیکی­ها کشیده شویم. چنین مغالطه­ی کم هم نبوده و چه قربانی­هایی که نگرفته است. می­گویند گاندی و مادر ترزا و فلان و بهمان بر حق اند یا بن لادن و ملا عمر و صدام و ... سخن ما این است که هیچ کدام؟ نه بن لادن و نه گاندی و... رفتار طرفداران یک آیین نه معیار درستی آن به شمار می­آید و نه ملاک نا درستی. اگر سخن از نجات اخروی باشد مساله­ی دیگری است که این آموزه در اسلام دایره اش بسی وسیع است و شاید نه تنها امثال گاندی که  میلیاردها افراد عادی غیر معاند در طول تاریخ پس از اسلام از آن برخوردار باشد. ...  

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/06/22ساعت 22:48  توسط سید مهدی افضلی  |